اگر این سطرها به دستتان رسیده است، بدانید که من، بندهای کوچک و خطاکار، از سایه این دنیا گذشتهام و به سوی رحمتی رفتهام که همیشه امیدم به آن بود. نه خود را اهل قله میدانستم و نه شایسته صعود؛ هرچه بود، لغزش بود و تلاشِ دوباره برای برخاستن، تاریکی بود و تمنای نوری که از دور میتابید. اگر گامی برداشتم، به لطف خدا بود و اگر استقامتی دیده شد، از عنایت او بود، وگرنه من همان رهگذری بودم که بارها در شیب زندگی لغزید و دستش را به آسمان گرفت. اکنون که از میان شما رفتهام، چیزی جز دعای خیر نمیخواهم؛ نه نامی، نه یادی، نه سنگی بر مزارم. اگر خیری از من دیدهاید، آن را از خدا بدانید و اگر آزاری از من رسیده است، به بزرگواریتان ببخشید و حلالم کنید. امیدم تنها به رحمت بیکران اوست و آرزویم این است که نبودنم، باری بر دل هیچکس نگذارد و یادم، اگر میمانَد، تنها چون نسیمی آرام باشد که دلها را به سمت یاد خدا ببرد؛ نه برای من، بلکه برای نوری که همه در جستوجوی آنیم.
آدرس آرامگاه :
در دامنه کوهستان
از طرف :
نیازمند دعای شما - عرفان صیفی کار
لطفا شکیبا باشید