امروز میتونید با هدایای زیر، روح این عزیز سفر کرده را شاد کنید
شهید سپهبد
سید عبدالرحیم
موسوی
کد یادبود :
6292226
با کلیک بر روی دکمه های زیر،در مراسم ختم شرکت نمایید
p:1
به جهت شادی روح همه ملتمسین این محفل به ویژه روح
شهید سپهبد
سید عبدالرحیم موسوی
اگر فقط سه دقیقه فرصت دارید
، با گوش دادن به صوت یک صفحه از قرآن
(صوت و متن در همین صفحه ظاهر میشود)
در ثواب ختم قرآن به نیت آمرزش همه اموات حاضر در این محفل به ویژه
شهید سپهبد
سید عبدالرحیم موسوی
سهیم شوید
هدیه یک صفحه قرآن
2 ختم کامل
و
207
صفحه
هدیه ثواب
زیارت نیابتی یک ساله
به روح مطهر
شادروان سید عبدالرحیم موسوی
🌷🌷بارقه ای از زندگی سیدالشهدا نیروهای مسلح🌷🌷
💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐🌷
سربازِ ولایت؛ حماسهی امیر سپهبد سید عبدالرحیم موسوی
در صحیفهٔ زرین مردانِ رزمآورِ ایران، نام امیر سپهبد سید عبدالرحیم موسوی با سه گوهرِ تابناک گره خورده است: «ثبات»، «تخصص» و «بیادعایی». او نه مدیری پشت میزهای آسایش، که فرزندِ همان روزهای پُرشررِ انقلاب بود؛ کسی که نخستین سردوشیِ نظامِ نوپای ارتش بر شانههایش نشست و از همان دمِ نخست با خداوند عهد بست که تا جان در قفس دارد، امنیتِ این خاکِ پاک را چون جانِ خویش نگهبانی کند.
🔶️آغازِ یک عهدِ عاشقانه؛ همسفرِ خطر، همپایِ عشق
تنها یک روز پس از آنکه حنای عقد بر دستش نقش بست، همچنان که بویِ سفرهٔ عروس از دامانش برمیخاست، سنندج او را خواند و او بیدرنگ پاسخ گفت. در روزگاری که نامه تنها پلِ میان خیمه و خانه بود، او در میانِ غبارِ بمباران و زمزمهٔ تکبیر، دلنوشتههایی برای همسرش مینوشت؛ نامههایی که در آنها صلابتِ آن افسرِ جوان در برابرِ لطافتِ معشوق آب میشد. آن جملهٔ جاودانهاش – «همسرم بالاتر از جانم» – خود گواهِ روشنی است که شمشیرِ او نه از آهن، که از حرمتِ خانواده و ایمان تیغ گرفته بود.
🔶️از فجرها تا رمضان؛ جانبازِ خطشکن
نود و هفت ماه، یعنی تمامِ نفسهای دفاعِ مقدس، را در جراحتگاهِ خطِ مقدم زیست. در هر عملیاتِ «فجر» چون موجی از نور از افقِ شرق برمیخاست. تاریخِ آن روزهای خونین، تدبیرهای سرنوشتسازِ او را در عملیاتِ رمضان هرگز از خاطره نمیزداید. هر زخمِ جانبازی بر تنِ او، مدالی است که فریاد میزند: فرماندهی برای این مرد «رتبه» نبود، «میدانِ بیپایانِ شهادت» بود.
🔶️از فیضیهٔ ارتش تا اوجِ سربازی
در ادامهٔ مسیر خدمت، سکانِ دانشگاهِ افسریِ امام علی (ع) را به دست گرفت؛ همان نهادی که به «فیضیهٔ ارتش» شهره است. آنجا نه فنونِ رزم، که منشِ علوی را در جانِ افسرانِ جوان مینشاند. پس از آن به فرماندهیِ کلِ ارتشِ جمهوری اسلامی ایران رسید و قوّتی را بازآفرید که از خاکِ پاک ایران تا اقیانوس، عزت را فریاد میزد. آنگاه به رفیعترین جایگاهِ نظامیِ کشور ارتقا یافت: ریاستِ ستادِ کلِ نیروهای مسلح. اما هرچه بالاتر رفت، قامتش فروتنتر و گامش از خاکِ کفِ پا پابرهنهتر ماند.
🔶️فرماندهیِ تحول؛ از پدافند تا اقیانوسها و در نهایت ناگفتهها
چون تدبیرِ امور ارتش را به دست گرفت، دست به جراحیهای راهبردی زد که هنوز هم از آن سخن میرود: پدافندِ کشور را چنان سدی نفوذناپذیر ساخت که گویی آسمانِ ایران بر روی متجاوزان قفل شد؛ ناوگروه ۸۶ را به گردِ جهان گسیل داشت تا هیمنهٔ تحریم در آبهای آزاد درهم شکند؛ و نگاهِ ارتش را از قالبِ تدافعی به بیرون کشید و به نیرویی «تهاجمیِ پهپادپایه» بدل کرد. بعدها در قامتِ رئیسِ ستادِ کلِ نیروهای مسلح نیز، تدابیر ژرفی در حوزههای مختلفی نظیرِ موشکی اندیشید که هنوز سرِ به مُهر است و سالها رازِ مگو خواهد ماند.
🔶️اخلاقِ سربازی؛ «بچهسیدِ پابرهنه»
در اوجِ امیری، همان بیپیرایگیِ روزهای نخستِ جنگ را چون گوهری پاس داشت. وقتی خانهٔ سازمانیِ خود را – که سکویِ فرماندهیِ ارتش بود – برای گسترشِ فضایِ سکونتِ کارکنانِ زیردستش با خاک یکسان کرد، پیامش به تمامِ ارتش رسید: «راحتیِ سرباز، شکوهِ فرمانده را بر تارک مینشاند.» سربازانش او را از سرِ مهر «بچهسیدِ پابرهنه» میخواندند؛ همان که از شأنِ فرماندهی جز گردِ راه و خدمت، چیزی نمیخواست.
🔶️پرواز در لباسِ سربازی
و سرانجام در حالی که رئیسِ ستادِ کل بود، جامِ شهادت نوشید. نه در گوشهٔ عزلت، که در اوجِ مسئولیت. با همان لباسی که سالها به تن کرده بود – لباسِ سربازیِ ولایت – به سوی معشوق پر کشید.
🔶️کلامِ آخر؛ عهدِ ابدی
او خود گفته بود: «خدا نیارد روزی که رهبری تنها باشند و من زنده باشم.» و نیز فرموده بود: «من سربازِ ایرانی اگر هزار بار برای این مردم و اعتقادات انها کشته شوم، باز هم دوست دارم به عشقِ این مردم زنده شوم، با دشمنان این ملت بجنگم و کشته شوم. از صمیم قلب دوستتان دارم ملت ایران.» و همان کهنهسربازِ ولایت، دقایقی پیش از پرواز، از عمقِ جان نوشت: «دنیا چیزِ بدی است؛ چون اگر همه را هم به دست بیاوری، چیزی به دست نیاوردهای. اما همین حسن را دارد که اگر کلِ آن را از دست بدهی، چیزی را از دست ندادهای.» راستی که او ثابت کرد: میشود هم سپهبد بود، هم در قلبها ماند، و هم همان «سیدِ پابرهنه»ی جبههها باقی ماند.
آدرس آرامگاه :
قم. حرم حضرت معصومه
از طرف :
دانشجویان دانشگاه افسری امام علی (ع) نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَ
خدايا از تو امان خواهم در آن روزى كه سود ندهد كسى را نه مال و نه فرزندان
اِلاّ مَنْ اَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَليمٍ وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يَعَضُّ الظّالِمُ
مگر آن كس كه دلى پاك به نزد خدا آورد و از تو امان خواهم در آن روزى كه بگزد شخص ستمكار
عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتِنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ
هر دو دست خود را و گويد اى كاش گرفته بودم با پيامبر راهى و از تو امان خواهم
يَوْمَ يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالاَْقْدامِ
در روزى كه شناخته شوند جنايتكاران به سيما و رخساره شان و بگيرندشان به پيشانيها و قدمها
وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَجْزى والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ
و از تو امان خواهم در آن روزى كه كيفر نبيند پدرى بجاى فرزندش و نه فرزندى كيفر شود بجاى
والِدِهِ شَيْئاً اِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ لا يَنْفَعُ الظّالِمينَ
پدرش براستى وعده خدا حق است و از تو امان خواهم در آن روزى كه سود ندهد ستمكاران را
مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوَّءُ الدّارِ وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ
عذرخواهيشان و بر ايشان است لعنت و ايشان را است بدى آن سراىو از تو امان خواهم در روزى كه
لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَالاَْمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ
مالك نيست كسى براى كسى ديگر چيزى را و كار در آن روز بدست خدا است و از تو امان خواهم در آن روزى كه
يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخيهِ وَاُمِّهِ وَاَبيهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنيهِ لِكُلِّ امْرِئٍ
بگريزد انسان از برادر و مادر و پدر و همسر و فرزندانش براى هركس از ايشان در آن روز كارى است
مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَاءْنٌ يُغْنيهِ وَاَسْئَلُكَ الاَْمانَ يَوْمَ يَوَدُّ الْمُجْرِمُ
كه (فقط) بدان پردازد و از تو امان خواهم در آن روزى كه شخص جنايتكار دوست دارد
لَوْ يَفْتَدى مِنْ عَذابِ يَوْمَئِذٍ بِبَنيهِ وَصاحِبَتِهِ وَاَخيهِ وَفَصيلَتِهِ الَّتى تُؤْويهِ
كه فدا دهد از عذاب آن روز پسرانش و همسرش و برادرش و خويشاوندانش كه او را در پناه گيرند
وَمَنْ فِى الاَْرْضِ جَميعاً ثُمَّ يُنْجيهِ كَلاّ اِنَّها لَظى نَزّاعَةً لِلشَّوى
و هر كه در زمين هست يكسره كه بلكه او را نجات دهد، هرگز كه جهنم آتشى است سوزان كه پوست از سر بكند
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمَوْلى وَاَ نَا الْعَبْدُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلا الْمَوْلى
مولاى من ... تويى سرور و منم بنده و آيا رحم كند بر بنده جز سرور او ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمالِكُ وَاَ نَا الْمَمْلُوكُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَمْلُوكَ اِلا الْمالِكُ
مولاى من اى مولاى من ، تويى مالك و منم مملوك و آيا رحم كند بر مملوك جز مالك ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَزيزُ وَاَ نَا الذَّليلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الذَّليلَ اِلا الْعَزيزُ
مولاى من اى مولايم تويى عزتمند و منم خوار و ذليل و آيا رحم كند بر شخص خوار جز عزيز ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْخالِقُ وَاَ نَا الْمَخْلُوقُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَخْلُوقَ اِلا الْخالِقُ
مولاى من اى مولاى من تويى آفريدگار و منم آفريده و آيا رحم كند بر آفريده جز آفريدگار ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْعَظيمُ وَاَ نَا الْحَقيرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْحَقيرَ اِلا الْعَظيمُ
مولاى من اى مولاى من تويى بزرگ و منم ناچيز و آيا رحم كند بر ناچيز جز بزرگ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْقَوِىُّ وَاَ نَا الضَّعيفُ وَهَلْ يَرْحَمُ الضَّعيفَ اِلا الْقَوِىُّ
مولاى من اى مولاى من تويى نيرومند و منم ناتوان و آيا رحم كند بر ناتوان جز نيرومند ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَ نَا الْفَقيرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْفَقيرَ اِلا الْغَنِىُّ
مولاى من اى مولاى من تويى بى نياز و منم نيازمند و آيا رحم كند بر نيازمند جز بى نياز ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعْطى وَاَنَا السّاَّئِلُ وَهَلْ يَرْحَمُ السّاَّئِلَ اِلا الْمُعْطى
مولاى من اى مولاى من تويى عطابخش و منم سائل و آيا رحم كند بر سائل جز عطاكننده ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْحَىُّ وَاَ نَا الْمَيِّتُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَيِّتَ اِلا الْحَىُّ
مولاى من اى مولاى من تويى زنده و منم مرده و آيا رحم كند مرده را جز زنده ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْباقى وَاَ نَا الْفانى وَ هَلْ يَرْحَمُ الْفانىَ اِلا الْباقى
مولاى من اى مولاى من تويى باقى و منم فانى و آيا رحم كند بر فانى جز خداى باقى ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الدّاَّئِمُ وَاَ نَا الزّاَّئِلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الزّآئِلَ اِلا الدَّّائِمُ
مولاى من اى مولاى من تويى هميشگى و منم زوال پذير و آيا رحم كند بر زوال پذير جز خداى هميشگى ؟
مَوْلا ىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الرّازِقُ وَاَ نَا الْمَرْزُوقُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ اِلا الرّازِقُ
مولاى من اى مولاى من تويى روزى ده و منم روزى خور و آيا رحم كند روزى خور را جز روزى ده ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَالْجَوادُ وَاَ نَاالْبَخيلُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْبَخيلَ اِلا الْجَوادُ
مولاى من اى مولاى من تويى سخاوتمند و منم بخيل و آيا رحم كند بر بخيل جز سخاوتمند ؟
مَوْلاىَ يامَوْلاىَ اَنْتَ الْمُعافى وَاَ نَا الْمُبْتَلى وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُبْتَلى اِلا الْمُعافى
مولاى من اى مولاى من تويى عافيت بخش و منم گرفتار و آيا رحم كند بر شخص گرفتار جز عافيت بخش ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْكَبيرُ وَاَ نَا الصَّغيرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الصَّغيرَ اِلا الْكَبيرُ
مولاى من اى مولاى من تويى بزرگ و منم كوچك و آيا رحم كند بر كوچك جز بزرگ ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْهادى وَاَ نَا الضّاَّلُّ وَهَلْ يَرْحَمُ الضّاَّلَّ اِلا الْهادى
مولاى من اى مولاى من تويى راهنما و منم گمراه و آيا رحم كند بر گمراه جز راهنما ؟
مَوْلاىَ يامَوْلاىَ اَنْتَ الرَّحْمنُ وَاَ نَا الْمَرْحُومُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَرْحُومَ اِلا الرَّحْمنُ
مولاى من اى مولاى من تويى بخشاينده و منم بخشش پذير و آيا رحم كند بخشش پذير را جز بخشاينده ؟
مَوْلاىَ يامَوْلاىَ اَنْتَ السُّلْطانُ وَاَ نَا الْمُمْتَحَنُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُمْتَحَنَ اِلا السُّلْطانُ
مولاى من اى مولاى من تويى سلطان و منم گرفتار آزمايش و آيا رحم كند به بنده گرفتار آزمايش جز سلطان ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الدَّليلُ وَاَ نَا الْمُتَحَيِّرُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُتَحَيِّرَ اِلا الدَّليلُ
مولاى من اى مولاى من تويى دليل و راهنما و منم متحير و سرگردان و آيا رحم كند سرگردان را جز راهنما ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغَفُورُ وَاَ نَا الْمُذْنِبُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمُذْنِبَ اِلا الْغَفُورُ
مولاى من اى مولاى من تويى آمرزنده و منم گنهكار و آيا رحم كند گنهكار را جز آمرزنده ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْغالِبُ وَاَ نَا الْمَغْلُوبُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَغْلُوبَ اِلا الْغالِبُ
مولاى من اى مولاى من تويى غالب و منم مغلوب و آيا رحم كند بر مغلوب جز غالب ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الرَّبُّ وَاَ نَا الْمَرْبُوبُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ اِلا الرَّبُّ
مولاى من اى مولاى من تويى پروردگار و منم پروريده و آيا رحم كند پروريده را جز پروردگار ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اَنْتَ الْمُتَكَبِّرُ وَاَ نَا الْخاشِعُ وَهَلْ يَرْحَمُ الْخاشِعَ اِلا الْمُتَكَبِّرُ
مولاى من اى مولاى من تويى خداى با كبريا و بزرگمنش و منم بنده فروتن و آيا رحم كند بر فروتن جز خداى بزرگمنش ؟
مَوْلاىَ يا مَوْلاىَ اِرْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ وَارْضَ عَنّى بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ وَفَضْلِكَ
مولاى من اى مولاى من به من رحم كن به رحمت خود و خوشنود شو از من به جود و كرم و فضل خود
يا ذَاالْجُودِ وَالاِْحْسانِ وَالطَّوْلِ وَالاِْمْتِنانِ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ
اى صاحب جود و احسان و نعمت و امتنان به رحمتت اى مهربانترین مهربانان
مخفی کردن متن
تعداد دفعات ختم کل قرآن:
6
بار
در صورت تمایل با کلیک بر روی دکمه زیر قرائت
یک حزب
را تقبل کنید. بعد از کلیک کردن
سامانه شماره و صوت اولین حزب
خوانده نشده را نمایش میدهد
تعداد حزب های خوانده شده:
720
بار
لطفا شکیبا باشید